مادر 31 ساله با 9 فرزند و 2 داماد/ قناعت چاشنی زندگی یک طلبه

فارس از خانواده‌ای با 9 فرزند گزارش می‌دهد

مادر 31 ساله با 9 فرزند و 2 داماد/ قناعت چاشنی زندگی یک طلبه

زیر آسمان این شهر کسانی هستند که از ندارم‌ و چه کنم‌ها دست برداشتند و کمر همت بستند تا طعم شیرین زندگی را با داشته‌هایی هر چند اندک بچشند، خانواده حجت‌الاسلام مسلم وافی چنین خانواده‌ای است. 

ایمن‌السادات موسوی‌نژاد: خطبه عقد دوشیزه 14 ساله و جوان 16 ساله با مهریه 14 سکه در سال 76 بر جاری شد. «عفت حداد» زندگی مشترک خود را با طلبه پایه دوم در یک اتاق 18 متری در خانه پدر شوهرش در قم آغاز کرد که با نصب پرده‌ای در میانه آن بخش خانم‌ها از آقایان جدا می‌شد.

حس خوب مادر بودن را یک سال پس از ازدواج با حجت‌الاسلام وافی تجربه کرد، مطهره نخستین فرزند این خانواده اردیبهشت سال 77 با تولدش چراغ این خانواده را روشن کرد.

این دو همسفر دریای پرتلاطم زندگی، با تولد فرزند دومشان، محدثه در سال 79 برای طرح هجرت بلند مدت راهی رفسنجان شدند، همواره پا به پای یکدیگر در مناسبت‌های مختلف به تبلیغ مشغول می‌شدند و در شادی و غم همراه و یاور بودند.

مشغله زندگی، همسر و فرزندداری سدی برای تحصیلات این مادر نبود، با وجود آنکه در زمان ازدواج در اول متوسطه مشغول به تحصیل بود، چند سالی در حوزه به ادامه تحصیل پرداخت و  دوره‌های ویژه همسران مبلغان را با موفقیت گذراند.

کانون این خانواده با تولد مهدی در تیر ماه 81، مهدیه در اردیبهشت ماه 83، کوثر در آبان ماه 84، ابوالفضل در خرداد ماه 86 و فاطمه در بهمن ماه 88، عباس در تیر ماه 90 و زینب در تیر ماه 93 گرم و گرم‌تر شد.

بر خلاف برخی خانواده‌ها که از ترس هزینه، تربیت و... به تعداد کم فرزند اکتفا می‌کنند، ولی خانواده وافی بر این امر تاکید دارند که هدف خلقت و ازدواج ازدیاد نسل است و فرزندانشان نیز در زمینه تحصیل موفق بوده‌اند.

مادر این خانواده بر خلاف کسانی که به تک فرزندی یا بی‌فرزندی اعتقاد دارد، بر این امر معتقد است که فرزند اول در سن دو سالگی به یک همبازی نیاز دارد، مادر و پدر نمی‌توانند این نقش را داشته باشند، بنابراین خواهر و برادر دیگر در این زمینه می‌تواند موثر واقع شود.

شعار «فرزند کمتر زندگی بهتر» چندین سال تبلیغ شد، در حالی که در زندگی‌ها و خانواده‌های امروز با یک یا دو فرزند نیز آرامشی وجود ندارد و ناراضی هستند، ولی خانواده‌های دارای فرزند بیشتر کمتر ابراز نارضایتی می‌کنند، این سخنان مادر این خانواده است که 9 فرزند را از خدا هدیه گرفته است. 


 

«زندگی زیباست ای زیبا پسند، زنده‌اندیشان به زیبایی رسند»، زیبایی‌های زندگی به اندازه‌ای توجه عفت حداد را جلب کرده که سختی‌های آن در برابر دیدگانش محو است و او نه تنها از ازدواج در سنین پایین پشیمان نیست، بلکه بسیار خرسند است و ابراز رضایت دارد، زیرا معتقد است که ازدواج در سن پایین سبب می‌شود افراد اشتباهات یکدیگر را آسان‌تر ببخشند و به درک بهتری برسند.

این همسر مهربان به این باور رسیده که مشکلات جزئی از زندگی است و مشکلات برای خانواده‌های فقیر، ثروتمند، دارای فرزند کم و زیاد وجود دارد.

بوی زندگی در این خانه قابل استشمام است، خانه‌ای با 9 فرزند، جنب و جوش کودکی در آن جریان دارد، بازی، دعواهای کودکانه، قهر، دفاع، شادی، دوستی و آموزش یکدیگر رویدادهایی است که زندگی آنها را از یکنواختی درمی‌آورد و برایشان خاطره‌ساز است.

عفت حداد که به زندگی با طلبه‌ جواب مثبت داده، تمام سختی‌های آن را پذیرفته، برکت پول طلبگی را در زندگی‌اش حس کرده، از داشتن بسیاری از چیزهای غیرضروری در زندگی چشم‌پوشی کرده، اینگونه رنگ قناعت را بر زندگیش پاشیده تا در کنار همسرش زندگی گرمی را بسازند و همواره به شکرانه نعمت‌هایشان «الحمدلله رب‌العالمین» بر زبان جاری می‌کنند.

برای زندگی کردن داشتن وسائلی مانند مبل، تخت و کمد لازم نیست، بلکه محبت، عشق و دوستی به عنوان چاشنی زندگی باید وجود داشته باشد که طعم دلنشینی به آن می‌دهد، این صحبت‌های مادر 9 فرزند زیر آسمان این شهر است.

تمام زندگی‌ها دارای سختی‌ها و مشکلاتی هستند نحوه برخورد با این مشکلات مسیر پرپیچ و خم زندگی را هموار می‌کند، عفت حداد و همسرش در مریضی، سختی‌ها، کمبود هزینه‌ها و تمام لحظات زندگی خدا را حس کرده، توکل به خدا عاملی بوده که سختی‌های زندگی در برابرشان سهل شود و رد پایی از خدا را در زندگیشان همواره مشاهده کرده‌اند.

خانواده وافی پس از خانه پدر شوهر چند سالی در زیرزمینی در خیابان آذر ساکن شدند و پس از بازگشت از بابل در پیگیری برای پیدا کردن منزل مسکونی با مشکل مواجه شدند، حتی طلبه‌ها خطاب به مسلم وافی گفته بودند با سختی خانه پیدا می‌کنی، این چنین دست به دامان حضرت معصومه(س) شدند.

سرانجام عنایت حضرت معصومه(س) را در زندگی خود احساس کردند و توانستند منزل مسکونی مناسبی در خیابان دورشهر پیدا کنند و تاکنون 10 سال است که در این خانه زندگی می‌کنند.

این خانه حالت اندرونی و بیرونی دارد، یک طرف حیاط یک اتاق بزرگ و دو اتاق کوچک قرار دارد و این طرف حیاط یک اتاق برای حاج آقا است.

نظم، نشاط، آرامش و امنیت در این خانه جمع شده، خانواده‌ای با 9 فرزند که در لحظات سخت زندگی یار و کمک همدیگر هستند، حتی کارها را بین خودشان تقسیم کرده‌اند، خواهر به برادر و برادر به خواهر در یادگیری درس‌ها کمک می‌کند، به او دیکته می‌گوید، دختر به مادر در تمیز کردن خانه و آشپزی کمک می‌کند، در این خانه هیچکس تنها نیست، حتی فرزندان در بازی کردن همبازی برای خود دارند، قدر تمام دعواها و اشک‌هایی که می‌ریزند را می‌دانند، زیرا لحظه لحظه آن در دفترچه خاطرات آنها ثبت می‌شود. 


 

اکنون پس از گذشت 17 سال از زندگی مشترک این زوج، طلبه پایه دوم حوزه تحصیلاتش به مقطع کارشناسی ارشد رسیده و در حوزه به تدریس می‌پردازد.

مهم‌ترین رسالت این خانواده زیستن و آموختن چگونه زندگی کردن به دیگران است، دختران نیز به تبعیت از پدر و مادر با مشاهده تجربه موفق این زندگی در سن پایین به خانه بخت رفته‌اند، مطهره در سن 15 سالگی و محدثه در سن 14 سالگی بر سر سفره عقد نشستند.

بار دیگر خطبه عقد در زمینه عمل به روایت «النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی فلیس منی»‏‏ جاری می‌شود این بار برای دختران این خانواده با طلاب نوجوان، «محدثه وافی و محمد حسین مشفقی پور» و «مطهره وافی و محمد حسن شاه جعفری» هر یک با مهریه پنج سکه.

گل‌های باغ زندگی این خانواده هر یک بویی دارند، از نظر پدر 33 ساله و مادر 31 ساله فرزند نهم به اندازه فرزند اول عزیز است و بارها خدا را به خاطر سلامتی فرزندانشان شکر می‌کنند و اشک شوق می‌ریزند.

/ 0 نظر / 15 بازدید