* پَر یا پِر

سمیه اثنی عشری

یکی با چاقو برای رضای خدا در روز عید قربانی می کند و دیگری با چاقو در خیابان جُردن تهران برای رضای شیطان انسان قربانی می کند

یکی سر دیگ غذاست تا غذای مجلس امام حسین(ع) درست کند ، دیگری دیگ به هم می زند تا غذای پارتی به موقع آماده شود

یکی با دستش سر یتیم را نوازش می کند ، دیگری با همان دست گوش یتیم را .

یکی ...

یکی یکی آدم ها با وسیله مشترک یا پَر می گیرند یا پِر

یک سال گذشت شما جزو کدام یکی ها بودید . یکی هایی که یکی یکی با کارهایشان آدمیت را پر دادند.

عجب سالی بود! دلار بالا رفت  ، سکه بالا رفت حرص ها هم.

عجب سالی بود ! پشت بام برخی خانه ها ماهواره اضافه شد ، در عوض از غیرت خانواده ها منها شد. ته این جمع وتفریق هم خانواده هایی ماندند که یک سال دیگر از هم دور شدند.

عجب سالی بود ! شبکه تو به صداوسیما اضافه شد جمع صمیمی قدیمی بین خانواده ها در وقت میهمانی منها شد . ته این جمع و تفریق هم شد یک سال دیگر به میهمانی هم رفتن و دست جمعی به جای با هم بودن با هم تلویزیون دیدن ! عجب سالی بود ...!!

راستی عجب های زندگی شما در سالی که گذشت جز کدام یک از این عجب ها بودید .

عید آمد .

یکی با عید دل به دست آورد یکی دل شکست .

یکی با عید تصمیم گرفت فامیلی را که مدت ها ندیده است دوباره ببیند ، یکی تصمیم گرفت فامیلی را مدتها ندیده دیگر نبیند ...

عید برای شما آغاز چه بود  و پایان چه ؟

یک سال دیگر در غیبت افتاد و پس انداز غیبت را یک سال دیگر بالا برد ، عجب پس انداز تلخی ، تلخی ترین پس انداز که انسان ها در طول تاریخ انجام داده اند همین بوده و بس .

خدایا ! در سال جدید یکی های زندگی مان عجب های زندگی مان و انتخاب های زندگی مان را در مسیر خوبی قرار ده و این سال را در آخرین سال پس انداز تلخ غیبت قرار ده !